حسن حسن زاده آملى
304
هزار و يك كلمه (فارسى)
نيستيم صرف نظر از اين لذّات محسوسه كنيم براى لذّتى كه حقيقت آن را نمىدانيم لذا خداوند فرد اكمل از جنس لذات دنيا را در بهشت موعود فراهم نموده و ما را وعده داده كه اگر از زنهاى حرام در دنيا اجتناب كنيد آنجا زنهاى بهتر به شما مىدهيم ، و اگر از غذا و ميوههاى حرام يعنى مسروق و مغصوب صرف نظر كنيد در آنجا ميوههاى نيكوتر نصيب شماست . و اگر مىفرمود از اينها اجتناب كنيد تا در آخرت مقرّب حضرت ربوبى بشويد حاضر نمىشديم براى آن ، چون لذّت قرب را نمىدانيم مانند اينكه پدر طفل به طفل مىگويد اين سيب گنديده و انگور ترشيده را مخور تا براى تو سيب و انگور خوب بخرم طفل قبول مىكند امّا اگر بگويد براى تو زن خوب مىگيرم قبول نمىكند چون نمىداند در زن خوب لذّتى است كه براى آن از سيب گنديده صرفنظر كند . بايد دانست كه خداوند به ما دو نوع لذّت وعده داده يكى روحانى محض چنان كه مىفرمايد : وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ و نيز فرمود : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ و شرح آن در محلّ خود خواهد آمد ان شاء الله و ديگر لذّت جسمانى كه فقط در اسم با لذائذ دنيا شريك است و حقيقتش چيز ديگر است چنان كه در تفسير امام حسن عسكرى ذكر نموده . اگر كسى سؤال كند كه حقيقت لذائذ بهشت چيست و چرا اين صفات عجيبه را براى آن ثابت كردهاند مثل اينكه وارد شده خرماى بهشتى به اندازه مشكهاى هجر است و هجر نام محلّى است از حجاز و نيز ذكر كردهاند كه ميوههاى آنجا ثقل ندارد و هر وقت از درخت بچينند باز بجاى خود باقى است و هر وقت ارادهء چيدن كنند شاخه خم مىشود و غذا دفع نمىشود و مردم روى اسبها يا ناقههائى از نور سوار مىشوند با اينكه نمىتوان نور را در قالب شكل درآورد و روى آن نشست و امثال اين ، بسيار در احاديث وارد است . جواب سؤال اين است امور اخروى از عالم ديگر است و براى كسانى كه در اين عالمند ممكن نيست حقيقت آن را دريابند لذا نبايد از اين صفات تعجب كرد . ما اكنون در يك شهر و يك مملكت هستيم ، اوضاع و احوال شهر و مملكت ديگر